
تپه آسیاب
این محوطه تاریخی در پنج کیلومتری شرق کرمانشاه، مشرف بر رودخانه قره سو قرار دارد. در نتیجه گمانه زنی در این تپه، بخشی از یک کلیه مسکونی بیضی شکل به قطر ده متر شناسایی شد که نیمی از آن در داخل زمین حفر شده بود.
در داخل این کلبه، بقایای دو اسکلت پوشیده شده با محلول گل آخری شناسایی شد. در کنار این اسکلت ها مقداری بقایای استخوان نیز به دست آمد. از جمله اشیای به دست آمده در تپه، تیغه ها و ریز تیغه هایی است که بر روی بعضی از آنها آثار درخشندگی ناشی از قطع گیاهان دیده می شود. علاوه بر آن در این محوطه، سنگ ساب، مهره های سنگی، قسمتی از دست بند مرمری و قطعاتی از پیکرک های گلی نیز به دست آمده است. در میان پیکرک ها، پلاک هایی با صورت انسانی دیده می شود. کاوش گران تاریخ آثار مکشوفه از این تپه را بین نه تا یازده هزار سال پیش نسبت می دهند.
تپه سراب
این تپه به صورت برجستگی کوچکی در حاشیه شرقی شهر کرمانشاه، در داخل زمین های زراعی روستای «ده پهن» قرار دارد. این محوطه تاریخی در سال 1969 م توسط «رابرت بریدوود» شناسایی و در همان سال توسط وی مورد کاوش قرار گرفت. در نتیجه کاوش در این محوطه، سکونت گاه های مدوری شناسایی شد که کف آنها از سطح زمین های اطراف پایین تر بود. سقف این سکونت گاه ها از نی و گل بود.
مطالعات انجام شده بر روی بقایای استخوان های حیواناتی که از آنها برای مصرف غذایی استفاده شده بود، نشان می دهد در این تپه اجتماع کوچکی در تمام طول سال اقامت داشتند. علاوه بر معماری، تعدادی ابزار سنگی، مهره، ظروف سنگی، دست بندهای سنگی، وسایل ساده آشپزخانه ای، میخ های گلی، توپی ها، گلوله های و دیسک های گلی و پیکره های حیوانی و انسانی شناسایی شد. از این محوطه، در مجموع 797 پیکره حیوانی شامل سگ، خوک، گراز، بز و گوسفند به دست آمده است.
از مجموعه 650 پیکره های انسانی به دست آمده، تعداد هجده عدد آن پیکرک مرد و بقیه پیکرک زن هستند. مشهورترین پیکرک انسانی به دست آمده از این تپه، پیکرک مشهور به « ونوس سراب» است که شهرت جهانی دارد و در موزه ایران باستان نگه داری می شود. این پیکرک زنی را نشان می دهد که نشسته و پاهای خود را دراز کرده است. در ساخت این پیکرک، هنرمند از روش مدل گیری بهره جسته است. در میان پیکرک های حیوانی نیز پیکرک «گراز وحشی» در نوع خود بی همتا است.
از تپه سراب مقدار زیادی قطعات ظروف سفالی به دست آمده است که به سه گروه تقسیم می شوند: سفال با نقش بچه قورباغه، سفال هندسی، سفال با نقوش خطی.
از آنجا که تعداد قابل توجهی از بقایای استخوان حیوانات متعلق به بز است، کاوش گران معتقدند ساکنان سراب، بز را اهلی کرده اند. تاریخ آثار به دست آمده از این تپه را بین هشت تا نه هزار سال پیش می دانند. آزمایشات کربن 14 نیز تا حدودی تاریخ پیشنهادی را تأیید می کند.
تپه گنج دره
تپه گنج دره یا «چیا خزینه» در مسیر جاده کرمانشاه به هرسین در نزدیکی روستای قیسوند قرار دارد. این تپه مخروطی شکل حدود شش متر از سطح زمین های اطراف بالاتر است.
این محوطه نخستین بار در سال 1965 م توسط «فیلیپ اسمیت» مورد گمانه زنی قرار گرفت و در چهار فصل دیگر طی سال های 1967، 1969، 1971 و 1974 م اقدام به حفاری آن نمود. در تپه گنج دره، پنج طبقه استقراری شناسایی شد که از سطح تپه تا خاک بکر با حروف الفبا نشان داده شده است. طبقه A جدیدترین و طبقه E قدیمی ترین طبقات استقراری گنج دره است. طبقه A از سطح تپه تا عمق یک و نیم متری است . در این طبقه، تعدادی گور دوره اسلامی متأخر و در زیر آن بقایایی از اجاق های ساده و دیوارهای دوره نو سنگی که با خشت های قرمز رنگ چیده شده بودند، شناسایی شد. طبقه B از عمق حدو دو متری شروع و تا عمق حدود سه متری ادامه دارد. در این طبقه فضاهای مسکونی که با چینه ساخته شده بودند، شناسایی شد. طبقه Cنیز از عمق حدود 30/3 متری شروع و تا عمق 90/4 متری ادامه دارد. معماری این طبقه استقراری نیز چینه ای است. طبقه D از عمق حدود پنج متری شروع و تا عمق شش متری ادامه دارد. معماری این طبقه ترکیبی از چینه و خشت است. طبقه E از عمق حدود شش متری شروع و تا عمق هفت متری یعنی خاک بکر ادامه دارد. از ویژگی های این طبقه، شناسایی سی حفره بود که تا عمق پنجاه سانتی متری در داخل خاک بکر کنده شده بودند. این حفره ها دارای دهانه ای به قطر هفتاد سانتیمتر تا یک متر بودند.
از بقایای طبقه استقرار D حدود 144 متر مربع از بافت روستا کاوش شده است. آثار معماری این طبقه نشان می دهد در این دوره ساکنان گنج دره در منازلی که دیوارهای آنها را با خشت خام می ساختند، به سر می بردند. خشت ها به شکل مکعب مستطیل های کوچکی که سطح آنها کمی بر آمدگی دارد و به نوع «پلانو کانوکس» معروف هستند. طول این خشت ها بیت پنجاه تا نود و پنج سانتیمتر متغییر است. خانه های این لایه به طور معمول در جهت جنوب شرقی – شمال غربی ساخته شده بود. از سنگ برای پی دیوار استفاده نمی کردند و کف دیوار بعضی از اتاق های خانه ها با گل اندود شده بود.
محلات این دهکده از خانه هایی که بدون فاصله در کنار یک دیگر بنا شده بودند، شکل گرفته بود. به نظر می رسد راه ورود به آنها از پشت بام بوده است. در برخی از خانه ها نیز اتاق های دو طبقه ای ساخته شده بود. روستای گنج دره در این دوره استقراری (طبقه D) در اثر یک آتش سوزی بزرگ کاملاً سوخته و برای مدتی متروک شده است. از جمله یافته های گنج دره، تعداد زیادی قطعات سفالین است که از طبقه D به بالا شروع می شود. البته از طبقه E نیز یک قطعه سفال خاکستری به دست آمده است و به نظر می رسد که نمونه آن نیز از طبقات دیگر شناسایی شده است. ظاهراً ساکنان اولیه گنج دوره از سفال گری به اطلاع بودند.
علاوه بر قطعات سفالین تعدادی از ابزار سنگی از جمله تیغه، خراشنده، سنگ مادرهای مخروطی و ریز تیغه های هندسی نیز به دست آمده است. همچنین تعدادی ظروف سنگی، هاون و دسته هاون، مشته سنگ ساب، چکش سنگی، پیکرک های گلی حیوان و انسان، صفحه های مدور گلی، سوراخ کن های استخوانی، درفش و سوزن استخوانی، مهره های زینتی از جنس صدف نیز در این محوطه شناسایی شده است.
از نظر تدفین نیز بقایای چهل و یک اسکلت شناسایی شده که متعلق به نوزادان تا افراد مسن است. بچه ها را در گوشه اتاق ها به صورت جمع شده و یا درازکش و افراد بالغ را به طور کاملاً جمع شده، دفن می کردند. در یک مورد، مردی را همراه گردن بندی با مهره های سنگی و صدفی دفن کرده بودند. در کنار بقایای اسکلت دیگری، آثاری از حصیر مشاهد شد که به نظر می رسد گاهی از حصیر برای پوشش جسد استفاده می کردند. در یک گور دسته جمعی نیز یک فرد بالغ، یک نوجوان و یک کودک را به هم در داخل تابوت گلی دفن کرده بودند.
بر اساس آزمایشات انجام شده، طبقات A و D گنج دره از اواخر هزاره هشتم و احتمالاً اوایل هزاره هفتم ق.م آغاز می شود و تاریخ طبقه استقراری E بین سال های حدود 7500 تا 8500 ق. م است.
تپه گودین
این محوطه تاریخی در دوازده کیلومتی جنوب شرقی کنگاور و به فاصله یک کیلومتری شمال روستای گودین قرار دارد. ارتفاع این تپه از سطح زمین های اطراف در حدود سی متر و از سطح دریا هزار و چهار صدمتر است. مساحت این محوطه در حدود پانزده هکتار برآورد شده است.
تپه گودین در سال 1961 م شناسایی شد و برای نخستین بار در سال 1965 م توسط «کایلریانگ» مورد گمانه زنی قرار گرفت. پس از آن نیز برای چندین فصل متوالی حفریات منظمی در آن صورت گرفت. آثار به دست آمده معرف یک استقرار طولانی و تقریباً بی وقفه از اواسط هزاره ششم ق.م تا 1600 ق. م است. این آثار از هفت طبقه فرهنگی به دست آمده است. طبقه I جدیدترین طبقه، متعلق به دوره اسلامی و طبقه VII، قدیمی ترین طبقه و متعلق به اواخر دوره نوسنگی است.
در طبقه هفتم اولین ساکنان گودین در خانه هایی با دیوارهای چینه ای زندگی می کردند. از این طبقه تعداد زیادی قطعات سفالین و ظروف سنگی به دست آمده است. آثار به دست آمده از این طبقه متعلق به 5500 تا 5000 ق.م است.
در گمانه زنی دوره گودین VI، تنها بقایای محدودی از معماری شناسایی شده است. سفالینه های مکشوفه از این طبقه همگی دست ساز بوده و در چهار گروه خشن، نیمه خشن، معمولی و خوب طبقه بندی شده اند. ظروف اغلب شامل کاسه های نیم کروی با لبه های به داخل برگشته و کاسه های نیم کروی با دیواره های عمودی، دیگ ها، سبوها و ظروف پایه دار است. از اواخر گودین VI و اوایل گودین V قلعه ای با دیوار بیضی شکل به دست آمده است. این قلعه شامل چندین ساختمان و اتاق است که در اطراف یک حیاط بزرگ قرار دارند. اتاق شماره شش ساختمان مسکونی، محلی برای بایگانی الواح بوده است. اگرچه شباهت های بسیاری میان معماری خانه های شهر و بناهای پایین قلعه متعلق به روستاییان نسبتاً مرفه بوده و زندگی آنها با ساکنان دژ تفاوت داشته است. روی هم رفته چهل و سه لوح گلی از طبقه پنجم شناسایی شده است مطالعه این لوح ها نشان می دهد که گودین V بازرای برای بازرگانان شوش بود. فرهنگ گودین IV ابتدای فرهنگ برنز I بود و بعد وارد منطقه کنگاور شد. سفال های این فرهنگ شامل ظروف نخودی دست ساز است و بیشتر به صوت ظروف آشپزخانه ای ظاهر می شوند. این ظروف به وسیله نوارهای زیگزاکی و سه گوش، خطوط کنده کاری با تزیینات شانه ای و موج دار تزیین شده اند.
طبق آخرین تحقیقات، گودین III دارای شش لایه است که از گودین III1 شروع و به III6 ختم می شود. تارخ ارایه شده برای گودین III بین 2600-1400 ق.م است. در این فاصله زمانی در هر یک از لایه ها روستای جدید بر روی تپه و شیب های آن شکل گرفته است. در طبقه دوم بقایای دژی از دوره ماد شناسایی شد که برروی آثار معماری طبقه III ساخته شده بود. این دژ به وسیله حصاری خشتی با برج های چهارگوش محصور شده است. در حدود شصت و پنج متر از طول این دیوار شناسایی شده است.
در قسمت جنوبی برج غربی، بقایای یک اتاق بزرگ و یک آشپزخانه بر جای مانده و در داخل آن اجاق و تنور نان پزی شناسایی شده است. در امتداد غربی این اتاق، تالار ستون داری به طول بیست و چهار متر و عرض هجده متر ساخته شده است. دیوار حصار، در حقیقت دیوار شمالی این تالار را تشکیل می دهد. در این تالار سی عدد ستون چوبی قرار داشت. از ستون ها تنها بخشی از پایه های سنگی آن بر جای مانده است. در قمست جنوبی این تالار، سکوهایی به عنوان نیمکت در سراسر دیوار ساخته شده است و در قسمت شمالی تالار نیز محلی تخت ماند جهت نشستن شخصیت عالی رتبه ای ایجاد شده است. بین ردیف های اول و دوم ستون ها، در امتداد در ورودی تالار و مقابل تخت سلطنتی، محلی برای آتش دان آجری تعبیه شده که از سطح زمین بالاتر است. در قمست شرقی این تالار، مجموعه ای از اتقا های باریک و مرتبط به هم ساخته شده است. مدارک باستان شناختی نشان می دهد این دژ ساختمان کاملی مرکب از اتاق هاف راهرو، آشپزخانه و انبارک ا بوده و برج و بارو و دیواری مستحکم داشته است و احتمالاً به یکی از شاهزادگان مادی که توسط حکومت مرکزی حاکم این ناحیه شده بود، تعلق داشته است.
از نظر معماری، ساختمان گودین II و تالار ستون دار آن از نمونه های اولیه تالارهای ستون دار سنتی است که بعدها در معماری هخامنشی شبیه به آن به حد کمال و اعتدال زیبایی خود می رسد. علاوه بر آثار معماری، از این طبقه تعداد زیادی قطعات سفالین و سنجاق قفلی به دست آمده است.
تپه چغا گاوانه
تپه تاریخی چغاگاوانه با ارتفاع بیست و پنج متر در مرکز شهر اسلام آباد قرار دارد. بخش زیادی از این تپه به خاطر توسعه شهری از بین رفته و تنها در حدود ده هزار متر مربع آن باقی مانده است. در سال 1936 م، «اریک اشمیت» طی بررسی غرب ایران موفق به تهیه عکس هوایی از این محوطه تاریخی شد.
پس از آن در سال 1346 ش هیأتی از مرکز باستان شناسی ایران اقدام به گمانه زنی این تپه نمود. در نتیجه این گمانه زنی آثاری از دوره مس و سنگ تا عصر آهن شناسایی شد.
در سال 1349 ش هیأتی به سرپرستی محمود کردوانی اقدام به کاوش در این محوطه نمود. با انجام این کاوش ها، مجموعه بنایی از عصر آهن II (حدود 900 – 800 ق. م) شناسایی شد.
این بنا شامل مجموعه ای از اتاق ها است که احتمالاً بخش شرقی آن محل سکونت حاکم و بخش غربی آن مرکزی برای کارهای اداری و صنعتی بوده است. در داخل برخی از اتاق ها، کوره های سفالگری شناسایی شد. همچنین در داخل یکی از اتاق ها (اتاق شماره پنج) تعدادی لوح گلی با خط میخی بابلی به دست آمد.
برخی از این لوح ها خام و برخی دیگر حرارت دیده بودند. در پای دیوار شمالی این اتاق، سه اجاق در یک ردیف قرار داشت. احتمالاً این اجاق ها برای پختن لوح ها ساخته شده بودند. همچنین در این اتاق مجسمه سفالین حیوانی شبیه گرگ و مجسمه سفالین کوچک دیگری که احتمالاً «الهه کریشا» را نشان می دهدف به دست آمد. در اتاق های شماره شانزده و هفده نیز تعدادی مهر از جنس عقیق، استخوان و سنگ و یک مهر استوانه ای با سه ردیف خط میخی بابلی به دست آمد که بر روی آن نقش زنی با لباس چین دار بلند و کلاه مدور حک شده است. این زن در برابر یکی از خدایان ایستاده و دست های خود را به حالت دعا بلند کرده است.
بر روی این مهر کتیبه ای بدین مضمون نوشته شده است: «سامی تون دختر خدمتگزار خدای اداد».
با لایه نگاری که در سال 78-1377 ش توسط کامیار عبدی صورت گرفت. آثاری از دوره های نوسنگی جدید و مس و سنگ قدیم و عصر آهن تا دوره اشکانی شناسایی شد.
منبع: سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه
سیاحان، مورخین وجغرافی نویسان دوره اسلامی ضمن توصیف سنگ نگاره های طاق بستان، از این محوطه با نام های متفاوتی یاد کرده اند. ابن فقیه و ابن رسته این مکان را «شبدیز» و یاقوت حموی آن را «قصر شیرین» نامیده است. همچنین حمدالله مستوفی آن را «طاق بسطام» و عده ای دیگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بیستون» و «تخت بستان» نامیده اند. اهای محل نیز این محوطه را با نام «طاق وسان» و «طاق بسان» می شناسند؛ زیرا «سان» در لفظ محلی به معنی سنگ است و «طاق وسان» یعنی طاقی که در سنگ کنده شده است. امروزه نیز د راکثر محافل ایران شناسی، از این مکان با نام «طاق بستان» یاد می شود. سنگ نگاره های این محوطه عبارتند از:
سنگ نگاره اردشیر دوم:
در سمت راست ایوان کوچک، سنگ نگاره ای وجود دارد که صحنه تاج ستانی اردشیر دوم (383-379م) نهمین شاه ساسانی را نشان می دهد. در این مجلس، شاه ساسانی به حالت ایستاده با صورتی سه رخ و بدنی تمام رخ در مرکز نقش شده، دست چپ را بر روی قبضه شمشیر گذاشته و با دست راست در حال گرفتن حلقه روبان داری از اهورا مزدا است. شاه ساسانی چشمانی درشت و ابروانی برجسته دارد. ریش او مجعد و موهای سرش به صورت انبوه بر روی شانه های ریخته است. او گوشواره، گردن بند و دست بند به بر دارد. گوشواره او به شکل حلقه مدوری است و گوی کوچکی به آن آویزان است. گردن بند او یک ردیف مروارید درشت دارد.شاه تاجی بر سر دارد؛ قسمت پایین آن به صورت نوار ساده و قسمت بالای آن به شکل کوریمبوس است و بخش انبوهی از موهای سر او در این قسمت قرار دارد و با دو رشته روبان بسته شده است. همچنین روبانی از پشت تاج او آویزان است. لباس او پیراهن چین داری تا روی زانو است و قسمت پایین آن مدور می باشد. شلوار بلند و چین دار او به وسیله نوار روبان به کف پا بسته شده است. کمربند او باریک و با مروارید تزیین شده و در قسمت جلو پاپیونی به آن آویزان است. در قسمت پایین کمربند، حمایلی جواهر نشان بسته و شمشیری به آن آویخته است.
در سمت راست شاه، پیکر اهورا مزدا به حالت ایستاده با صورتی سه رخ و بدنی تمام رخ نقش شده، دست چپ را به کمر زده و با دست راست حلقه روبان داری را به شاه اهداء می کند. او صورتی کشیده و ریش بلندی دارد. موهای سرش مجعد و به صورت انبوه بر روی شانه ها ریخته است. اهورا مزدا گوشواره ای بر گوش و گردن بندی بر گردن دارد. تاج اهورا مزدا از نوع تاج های کنگره دار است. پایه تاج با یک ردیف مروارید تزیین شده و در بالا تاج نیز بخشی از موهای سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است. پیراهن چین دار تا روی زانو شلواری چین دار - شبیه به شلوار شاه - بر تن دارد. کمربند او نیز شبیه به کمربند اردشیر دوم است.

در سمت چپ نقش اردشیر دوم، پیرک ایزد مهر که بر روی گل نیلوفر بزرگی ایستاده، با صورت و بدنی سه رخ نقش شده است. متأسفانه جزییات صورت او آسیب دیده و تنها مشخص است که ریشی کوتاه و مجعد دارد. جزییات تاج او نیز از بین رفته و تنها روبان هایی که از پشت تاج آویزان است، دیده می شود. در بالای سر وی، هاله ای از نور دیده می شود. در دست های او دسته ای از شاخ های نباتی مخصوص مراسم مذهبی «برسم»، قرار دارد. لباس ایزد مهر شبیه لباس اهورا مزدا است.
در زیر پای اهورا مزدا و اردشیر دوم، پیکر دشمن شکست خورده ای نقش شده که متأسفانه بخش زیادی از آن از بین رفته است. جزییات صورت او نیز آسیب دیده، ریش او ساده و با خطوط مواج عمودی نشان داده شده است. موهای سر او نیز ساده است. تاج او به شکل سربندی است که با سه ردیف مروارید و پلاک مدوری در مرکز، تزیین شده است. این شخص گردن بندی شامل یک ردیف مهره های مدور بر گردن دارد. لباس او پیراهن بلندی تا قوزک پا است. این شخص چکمه های ساق کوتاه پوشیده و شمشیری به کمر بسته است. برخی از محققین این پیکره را متعلق به یکی از شاهان شکست خورده «کوشان» می دانند. ولی امروزه بسیاری از محققین این نقش را به «جولیانوس» امپراتور روم نسبت می دهند که در سال 362 م به دست اردشیر دوم کشته شد.
ایوان کوچک:
این ایوان فضای مستطیل شکل به عرض 96/5 متر، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است. در دو طرف ورودی آن، دو جرز چهارگوش به پهنای نه سانتیمتر بلندی 37/2 متر دیده می شود. در بالای این جرزها، طاقی با قوس نیم دایره ای قرار دارد که ده سانتیمتر از سطح داخلی جرزها عقب تر است. دیوار انتهای این ایوان به دو بخش تقسیم شده است: در بخش فوقانی، طاقچه ای به عمق سی سانتیمتر و بلندی 93/2 متر ایجاد شده است. در داخل این طاقچه، پیکره های شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم همراه با کتیبه هایی به خط پهلوی و به زبان فارسی میانه حجاری شده است.در این مجلس هر دو شخصیت به حالت ایستاده با صورتی نیم رخ و بدنی تمام رخ نقش شده اند. هر دو، دست راست را بر قضیه شمشیر و دست چپ را بر قسمت فوقانی غلاف قرار داده اند. شاپور دوم، دارای چشمانی درشت، ابروانی کمانی و ریش بلندی است که انتهای آن در حلقه ای فرو رفته است. موهای سر او مجعد و به صورت انبوه بر روی شانه ها ریخته است. تاج او از نوع تاج های کنگره دار است و پایه آن با مروارید تزیین شده و در بالای آن نیز گوی بزرگی قرار دارد. از پشت آن نیز روبان بلندی آویزان است. شاپور دوم گوشواره ای بر گوش و گردن بندی با یک ردیف دانه های مروارید درشت در گردن دارد. لباس او پیراهن چین داری است که تا روی زانو ادامه دارد و در قسمت پایین مدور است. کمربندی به کمر بسته، در قمست جلو پاپیونی به آن آویخته است. همچنین شلوار بلند و چین داری به تن دارد.
پیکره شاپور سوم نیز شبیه پیکره پدر او است. تنها تفاوت این پیکره ها در شکل تاج آنها است. متأسفانه جزییات تاج شاپور سوم از بین رفته است. بر اساس سنگ نوشته های این مجموعه، می توان هویت واقعی آنها را شناسایی کرد. سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم دارای نه سطر و ترجمه آن چنین است:
«این پیکری است از بغ مزداپرست. خدایگان شاپور، شاهنشاه ایران و انیران که چهر از یزدان دارد. فرزند بغ مزادپرست، خدایگان هرمز، شاهنشاه ایران و انیران که چهر از ایزدان دارد، نوه خدایگان نره شاه شاهان».
سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم دارای سیزده سطر و ترجمه آن چنین است:
«این پیکری است از بغ مزداپرست، خدایگان شاپور، شاهنشاه ایران و انیران که چهر از یزدان دارد، فرزند بغ مزادپرست خدایگان شاپور، شاهنشاه ایران و انیران که چهر از ایزدان دارد، نوه خدایگان هرمز شاهنشاه».

ایوان بزرگ:
مهم ترین اثر در طاق بستان، ایوان بزرگ است. این ایوان فضای مستطیل شکلی به عرض 85/7 متر، عمق 65/7 متر و ارتفاع 90/11 متر است. در دو طرف ورودی این ایوان، دو جرز چهارگوش به ارتفاع 27/4 متر ایجاد شده است. پهنای جرز سمت راست 41/1 متر و پهنای جرز سمت چپ 46/1 متر است. بر روی این جرزها، طاقی با قوس نعل اسبی قرار دارد که بیست و چهار سانتیمتر از سطح داخلی جرزها عقب رفته و رفی را ایجاد کرده است. ارتفاع این طاق از کف ایوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمت عقب ایوان 25/9 متر است. قوس طاق نیز در قسمت جلو ایوان بازتر از قوس انتهای ایوان است؛ در قسمت جلو به شکل نیم دایره و در قسمت عقب به شکل نیم بیضی است. بر روی لبه بام ایوان، هفت جان پناه چهار پله ای. هر کدام به ارتفاع 129 سانتیمتر با زاویه قایم وجود دارد. در انتهای ایوان، سکویی دیده می شود. بر روی این سکو دو نیم ستون حجاری شده است. این نیم ستون ها بدون پایه ستون و شامل ساقه ستون و سرستون است. سرستون این نیم ستون ها به شکل هرم مربع القایده معکوسی – تقلیدی از سرستون های بیزانسی – است.دیوارهای داخلی ایوان بزرگ دارای دو بخش است و هر بخش استادانه تزیین شده و هنوز تمام تزیینات آن بر جای مانده است:
تزیینات نمای ایوان بزرگ:
جرزهای دو طرف مدخل ورودی ایوان با نقش یک درخت تخیلی و قوس ایوان با دو ردیف نقوش گیاهی تزیین شده است: ردیف پایین گل های سه برگی دارد که انتهای آنها به هم وصل شده است. در مرکز قوس ایوان، هلالی نقش شده که به آن دو رشته روبان آویزان است. در لچکی های ایوان نیز نقش دو الهه بال دار(نیکه) دیده می شود. هر کدام از این الهه ها در یک حلقه روبان دار و در دست دیگر، جامی پر از مروارید دارند.
تزیینات انتهای ایوان:
دیوار انتهای ایوان به دو بخش تقسیم شده است. در بالا صحنه تاج ستانی شاه ساسانی و در پایین یک سوارکار نقش شده است:
صحنه تاج ستانی:
در صحنه تاج ستانی، پادشاه ساسانی با صورتی سه رخ و بدنی تمام رخ بر روی سکویی ایستاده است. دست چپ را بر روی قبضه شمشیر گذاشته دست راست را به طرف اهورا مزدا دراز کرده است. جزییات صورت شاه آسیب دیده ولی با توجه به آن چه که باقی مانده است، صورتی فربه، گونه هایی گوشتالو، چشم هایی درشت و ابروهایی برجسته دارد. ریش او به وسیله خطوط مواج عمودی نشان داده شده است.موهای انبوه و مجعد او بر روی شانه ها ریخته است. این شخص گوشواره ای بر گوش و گردن بندی در گردن دارد؛ گوشواره به شکل حلقه مدوری است و گوی کوچکی به آن آویزان است. گردن بند از دو ردیف مروارید شکل گرفته و در مرکز آن سه دانه درشت مروارید آویزان است.
شاه تاج کنگره داری بر سر دارد؛ پایه آن با دو رشته مروارد و لاک های مربع شکل تزیین شده است. در جلوی تاج، هلالی قرار دارد. بر فراز تاج، دو بال عقاب دیده می شود که نوک آنها به طرف داخل خم شده است. در حد فاصل این دو بال، میله عمودی وجود دارد و بر روی آن یک هلال به چشم می خورد. در داخل هلال نیز گوی بزرگی قرار دارد.
این شخص پیراهن مروارید دوزی شده ای پوشیده است. در قسمت بالا تنه، بر روی پیراهن تسمه هایی شامل سه ردیف مهره های مروارید و پلاک های مستطیل شکل بسته شده است. کمربند او پهن و با چهار ردیف دانه های مروارید تزیین شده است. در پایین کمربند، حمایلی جواهر نشان بسته و شمشیری در جلو به آن آویزان است.
در سمت راست شاه، پیکره اهورا مزدا ایستاده بر سکویی با صورت و بدنی تمام رخ نقش شده است. او دست چپ را بر روی سینه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داری را به شاه اهداء می کند. اهورا مزدا درای صورتی کشیده و ریشی بلند و مخروطی است. موهای انبوه و مجعد او بر روی شانه هایش ریخته است . او گوشواره و گردن بندی - شبیه به گوشواره و گردن بند شاه – دارد. تاج او کنگره دار و پایه آن با دو رشته مراورید و پلاک های مربع شکل تزین شده است. موهای انبوه او بدون پوشش رها شده و پیراهن مرواریددوزی شده ای بر تن دارد و روی آن شنل جلو بازی پوشیده است.
در سمت چپ شاه، پیکره آناهیتا با صورت و بدنی تمام رخ، ایستاده بر سکویی نقش شده است. در دست چپ سبوی آب و در دست راست حلقه روبان داری را که به طرف شاه دراز کرده است، دیده می شود. او صورتی گرد و چانه ای کوتاه دارد. بخشی از موهای سر او به صورت گیسوی بافته و بخشی دیگر به صورت انبوه دیده می شود.
آناهیتا گوشواره ای بر گوش و گردن بندی در گردن دارد. گوشواره او به شکل حلقه مدور و گوی کوچکی به آن آویزان است و گردن بندش شامل دو ردیف مروارید است. تاج او از دو بخش تشکیل شده است؛ در قسمت پایه به وسیله دو رشته مروارید و پلاک های مربع شکل تزین و در بخش فوقانی با ردیفی از پالمت های شش لبه ای و پاپیون و روبان بسته شده است. این شخص پیراهن چین دار مروارید دوزی شده ای بر تن دارد و بر روی آن شنل جلو باز بلندی پوشیده است. حاشیه این شنل با دو ردیف دانه های مروارید و قسمت های دیگر آن به وسیله گل های رز تزیین شده است.
نقش سوارکار:
در بخش پایی دیوار انتهای ایوان، نقش یک مرد با صورتی سه رخ و بدنی تمام رخ سوار بر اسب قوی هیکلی حجاری شده است. این شخص کلاه خودی بر سر دارد که تمام صورت و گردن او را به جز چشم ها پوشانده است. بر روی کلاه خود تاجی قرار دارد. بر روی پایه این تاج، نواری با دو ردیف دانه های مروارید دیده می شود. این نوار در پشت سر به وسیله پاپیونی بسته شده است. حاشیه بالایی تاج شیارهای عمودی دارد. در بالای تاج، موها به صورت انبوه و بدون پوشش رها و به وسیله یک پاپیون و دو روبان بسته شده است.

این شخص پیراهن بلندی با نقش مرغ و ارغن بر تن دارد. بر روی پیراهن، زره ای زنجیر باف پوشیده که تا روی زانو آمده و کمربندی با طرح های دایره ای شکل به کمر دارد. در پایین کمربند، حمایلی با طرح های هندسی به شکل لوزی و دایره دیده می شود و تیردانی نیز به آن آویزان است.
این شخص نیزه بلندی در دست دارد و سپر مدوری برای دفاع در پیش رو گرفته است. صورت و سینه اسب نیز با زره ای تیغه ای پوشیده شده است. بر روی این زده نیز منگوله هایی دیده می شود. بر روی کپل اسب منگوله ای آویزان است و بر روی آن نقش انسان سه سر مشاهده می شود.
بسیاری از مورخین و جغرافی نویسان دوره اسلامی هم چون این فقیه، ابن رسته، ابودل، مسعودی و یاقوت حموی نقش سوار را خسرو پرویز و اسب را شبدیز معرفی کرده اند.
دیوارهای جانبی ایوان:
دیوارهای جانبی ایوان بزرگ صحنه شکار شاهی را نشان می دهد. در دیوار سمت راست، صحنه شکار گوزن و در دیوار سمت چپ صحنه شکار گراز نقش شده است:
صحنه شکار گوزن:
این صحنه در قابی به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاری شده است. در این صحنه، سه ردیف فیل بان گوزن ها را از طریق دروازه ای که در سمت راست حصار تعبیه شده است، به داخل شکارگاه رم می دهند. این گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز که روبانی در گردن دارند، در حال فرار هستند. در درون شکارگاه، شاه در سه قم نمایش داده شده است: در قسمت بالا، سوار بر اسب آماده شکار است. او شمشیری مرصع به کمر آویخته و کمانی بر گردن دارد. در پشت سر او زنی دیده می شود که چتری در بالای سرشاه گرفته است. در پشت سرشاه، سه ردیف زن نقش شده است: دو ردیف اول به حالت احترام ایستاده اند و ردیف سوم نیز در حال نواختن آلات موسیقی هستند.در مقابل شاه عده ای از رامشگران بر روی سکویی نشسته اند. برخی از این رامشگران در حال کف زدن و برخی در حال نواختن چنگ هستند. در مقابل رامشگران، چهار نعل به دنبال گوزن ها می تازد. در پشت سر او نیز شش اسب سوار در حال تاخت هستند.
در پایین این صحنه، شاه کمان را بر گردن انداخته است. این مجلس نشان می دهد که شکار پایان یافته است. در سمت چپ حصار، چند نفر شتر سوار، گوزن های کشته را حمل می کنند.
صحنه شکارگزار:
این صحنه در قابی به طول 70/5 متر و عرض 13/4 متر حجاری شده است. در سمت چپ این قاب، دوازده فی که روی هر یک دو نفر سوار شده اند، در پنج ردیف عمودی نقش شده است. این فیل بانان در حال رم دادن گرازها از مخفی گاه باتلاقی خود به درون نیزارها هستند. در قمست بالای صحنه شکار، قایق پارویی دیده می شود و در داخل آن پنج نفر در حال کف زدن هستند. همچنین دو پارو زدن در داخل این قایق دیده می شوند.در مرکز صحنه، شاه در داخل قایقی ایستاده است و در اطراف او نوازندگان زن قرار دارند. شاه با تیر و کمان در حال تیراندازی به دو گرازی است که به سوی او جهیده اند. در داخل این قایق، چهار نفر دیده می شوند. نفر اول و پنجم، پاروزن و نفر دوم خدمه شاه است و تیری در دست دارد. نفر چهارم نیز چنگ نوازی در حال نواختن چنگ است. در اطراف این قایق، پرندگان و ماهیان در میان گیاهان آبزی در حرکت هستند. در پشت قایق شاه، قایق دیگری که در آن چهار نوازنده زن در حال نواختن چنگ هستند، دیده می شود.
در سمت راست قاب، صحنه پایان شکار نشان داده شده است: در این صحنه شاه در داخل قایقی ایستاده و کمانی باز را به نشانه خاتمه شکار در دست چپ گرفته است. برخلاف صحنه قبل، در کمر شاه شمشیری دیده نمی شود. بر دور سر او هاله ای قرار دارد. در پشت این قایق، قایق دیگری دیده می شود که زنان نوازنده بر روی آن در حال نواختن چنگ هستند.
در پایین این صحنه، نقش پنج فیل سوار در حا ل جمع آوری گرازهای شکار شده، دیده می شود. عمل جمع آوری گرازها، به وسیله خرطوم فیل صورت می گیرد و خدمه فیل ها با گرزهایی که در دست دارند، ضربه آخر را بر گرازها وارد می کنند. در داخل قاب، در قسمت بالا، گرازهای شکار شده بر روی فیل ها نشان داده شده است و در قسمت پایین، گرازها از روی فیل ها بر زمین گذشته شده اند و خدمه در حال قطعه قطعه کردن آنها هستند.
تاریخ گذاری:
در باره زمان ساخت این ایوان در میان محققین سه دیدگاه وجود دارد: اردمان (ERDMANN) ساخت این ایوان را در زمان «پیروز اول» 0459-448 م) می داند. هرتسفلد ساخت آن را به زمان خسرو دوم 0628-590 م) نسبت می دهد و فن گال (VON.GALL) معتقد است این ایوان و نقش های دیوار انتهای آن، در زمان پیروز اول ساخته شدهف ولی صحنه های شکار شاهی در دیوارهای جانبی ایوان متعلق به زمان خسرو دوم است. امروزه در محافل ایران شناسی نظر هرتسلفد طرفداران بیشتری دارد.
سنگ نگاره دوره قاجار
در بخش فوقانی دیوار سمت چپ ایوان بزرگ، سنگ نگاره ای از دوره قاجار با کتیبه ای به خط نستعلیق حجاری شده است. در این سنگ نگاره محمد علی میرزا دولتشاه بر روی تختی نشسته، صورتی فربه، ریشی بلند و سیبلی تاب دار دارد. تاج او از نوع تاج کنگره دار و شبیه تاج پدرش فتحعلی شاه است. پیراهن چین دار قرمز رنگی به تن دارد. کمربندی به کمر بسته، پایین آن حمایلی دیده می شود. به حمایل او شمشیر و خنجری آویزان است.
در کنار اوشعری از «بسمل» شاعر کرمانشاه در مدح او نگاشته شده است. در این شعر، شاعر کوه طاق بستان را به کوه طور و جمال دولتشاه را به جمال حضرت موسی تشبیه کرده و خسرو پرویز را نیز دربان محمد علی میرزا معرفی کرده است.
در سمت راست او، امام قلی میرزا معروف به عمادالدوله به حالت ایستاده، با صورتی سه رخ و بدنی تمام رخ نقش شده است. او دارای ریش کوتاه سیاه رنگی است و تاجه جواهر نشانی بر سر دارد. لباسش پیراهن کشاده بلندی است که متأسفانه رنگ آن از بین رفته است. وی خنجری در کمر بسته و شمشیری در غلاف به سمت چپ آن آویخته است. در سمت چپ محمدعلی میرزا، پسر دیگرش «محد حسین میرزا» نقش شده است. متأسفانه جزییات صورت وی از بین رفته است. تاج او از نوع تاج های کنگره دار و لباسش پیراهن سبز رنگ بلندی است. وی شمشیری در غلاف به حمایلش بسته است.
در جلوی محمد علی میرزا، «آقا غنی» به حالت ایستاده، با صورت و بدنی تمام رخ نقش شده است. تاج او مخروطی شکلف لباسش بلند و قرمز رنگ و به حمایلش خنجری آویزان است.
در سمت چپ سنگ نگاره، کتیبه ای به خط نستعلیق نوشته شده است. این کتیبه به صورت وقف نامه و مضمون آن حاکی از اختصاص درآمد سه دانگ از مزارع «کبودخانی» برای انجام مراسم عزاداری امام حسین(ع) در ماه عاشورا و سایر عزاها است. طبق کتیبه، این سنگ نگاره در سال 1237 ه.ق به دستور آقا غنی – خواجه باشی محمد علی میرزا – و توسط میرزا جعفر سنگ تراش حجاری شده است.
منبع: سازمان میراث فرهنگی استان کرمانشاه
|
غار باساني كرفتو |
|
غار كرفتو در شهرستان ديواندره ، در 72 كيلومتري شرق شهرستان سقز قرار دارد . با توجهبه تحقيقات به عمل آمده ، در دوران «مزوزوييك » كرفتو در زير آب بود و در اواخر اين دوره ارتفاعات آن از آب خارج شد . غار كرفتو از غارهاي آهكي و طبيعي است كه در ادوار مختلف جهت استفاده و سكونت انسان تغيير حالت داده و با معماري صخره اي در چهار طبقه ، در دل كوه حفر شده است . مستشرقين و محققين بسياري از جمله دمرگان ، راولينسون ، كرپورتر ، خانيكف و فون گال از غار كرفتو بازديد و نقشه هايي از آن تهيه و ارايه نموده اند . كرپورتر نقشه غار را تهيه كرد ، استين آن را تكميل و فون گال آن را تصحيح كرد . در مقالاتي كه توسط محققين به چاپ رسيده ، به دليل وجود كتيبه اي يوناني بر سر در يكي از اتاق هاي طبقه سوم ، از اين غار به عنوان معبد «هراكلس » (هركول) نام برده شده است . ترجمه اين كتيبه چنين است : « در آنجا هراكلس سكونت دارد باشد كه پليدي در آن راه نيابد » . طول غار حدود 750 متر است و راههاي فرعي متعددي از آن منشعب مي شود . در طول سكونت انسان در اين غار ، تغييرات و دگرگوني هاي عمده و دخل و تصرفات بسيار در آن به وجود آمده و حجاران هنرمند ، به زيبايي ، فضاهايي را در مدخل هاي غار تراشيده و اتاق ها ، راهرو و دالان هاي متعددي را به وجود آورده اند . اين غار در ميان غارهاي دست كن ايران، از معماري كاملي برخوردار است. ورودي غار از دامنه كوه حدود 25 متر فاصله دارد. در گذشته راهي نسبتا سخت و دشوار در كمر كوه ،بازديد كنندگان را هدايت ميكرد ، ولي امروزه با عبور از پلكاني فلزي مي توان به دهانه ورودي غار رسيد . درمعماري صخره اي اين غار چهار طبقه شناسايي شده است . اين امر از اهميت ويژه اي در معماري صخره اي برخوردار است . در معماري غار ، علاوه بر ايجاد اتاق ها و راهروهاي عبوري ، سعي شده تا اتاق ها با هم مرتبط باشند و نورگيرها و پنجره هايي به سمت بيرون و مناظر طبيعي ارتفاعات مجاور غار تعبيه شده است . بر ديوارهاي غار در بعضي از اتاق ها نقوشي به صورت تجريدي از حيوان ، انسان و گياه حجاري شده كه بيشتر جنبه آييني دارد . اين غار درسال 1379 گمانه زني شد و با بررسي باستان شناختي در محوطه بيرون و داخل غار ، آثاري از دوران هاي مختلف به دست آمد . كشف تراشه هاي سنگي در طبقه چهارم و محوطه بيرون غار مي تواند نشانه اي از استفاده انسان در دوران پيش از تاريخ از اين غار باشد . همچنين نمونه سفال ها و اشياي به دست آمده ، ادامه سكونت انسان را در طول دوران تاريخي اشكاني و ساساني و دوران اسالمي يعني قرون ششم تا هشتم ه. ق مسجل مي سازد . اقداماتي در طول سال هاي 1378 و 1379 انجام شده كه شامل سامان دهي محوطه بيرون غار ، پله بندي ،سكوهاي استراحت ، پاركينگ ، سرايداري ، سرويس هاي بهداشتي و برق كشي غار است . |
|
|
تپه در روستاي زيويه، حدود 55 كيلومتري جنوب شرقي شهر سقز واقع واز محوطه بسيار وسيعي برخوردار است. طي كاوش هاي باستان شناسي در اين تپه، قلعه باستاني زيويه از زير خاك بيرون آمد. اين قلعه روي يكي از تپه هاي نسبتاً مرتفع منطقه ساخته شده و بر محيط اطراف اشراف كامل دارد. در نخستين كاوش كه لوسط« ايوب ربنو» در سال 1325 شمسي در اين منطقه صورت گرفت و بيشتر جنبه تجاري داشت، اشياي منحصر به فردي از يك تابوت برنزي به دست آمد كه در نوع خود از شاهكارهاي فلزكاري و سفال گري محسوب مي شود. همين امر موجب تخريب بسياري از آثار معماري ارزشمند اين قلعه ( كاخ دژ ) عظيم گرديد. اين قلعه كه به اقوام ماد و ماننايي تعلق داشت، در حدود 2700 سال پيش ساخته شده است. در سال 1354 شمسي اولين فصل كاوش هاي علمي باستان شناسي در اين تپه آغاز شد و تا سال 1380 ادامه يافت. طي چند فصل كاوش، نتايج قابل توجهي در زمينه شناخت وضعيت معماري آن به دست آمد. از جمله اشياي به دست آمده در اين كاوش ها، قطعات عاج منقوش بود كه نقوش حيواني و صحنه شكار اساطير روي آن ها حك شده و از ارزش ويژه اي برخوردار است. اهميت اين قطعات به حدي است كه از روي دو نمونه از آنها، نقش برجسته آبيدر سنندج، طراحي، بزرگ نمايي و ساخته شد. براي احداث قلعه زيويه، استادكاران پس از بنياد مصطبه، سكوهايي براي دست يابي به سطح صاف و هموار پديد آوردند و در بين شيب هاي موجود در تپه، با بهره گيري از خشت خام، سنگ و چوب قلعه اي در نهايت استحكام و پايداري بنا نهادند. پي ها و پايه ستون ها از سنگ ساخته شده و براي ساخت ديوارها، خشت خام به ابعاد 16×46×46 سانتي متر به كار رفته است. رودي اصلي با 21پله سنگي، در شرق تپه قراردارد. از جالب ترين قسمت هاي قلعه، تالار ستون دار آن با 16پايه ستون سنگي مدور است. قطر اين پايه ستون ها حدود 95 تا 105 سانتي متر است. كف تالار با خشت خام به صورت شطرنجي مفروش شده است. ديگر بخش هاي اين قلعه عظيم شامل سالن ها، حياط ها و اتاق هاي متعددي است كه هر يك عملكردي خاص داشت. نكته قابل توجه استفاده از فاصلة پشت بندهاي ايجاد شده براي استحكام و ايستايي ديوازهاي قلعه است كه به عنوان سيلو( انبار غله ) مورد استفاده بود. در كاوش هاي سال 1380 ، نمونه هايي از غله در كف انبارها كه هر يك بيش از 8 متر عمق داشت، به دست آمد. |
|
تپه تیانه: اين تپه در 26 كيلومتري غرب كامياران واقع شده و به دليل كشف سفالهاي منقوش پيش از تاريخ در آن، بسيار حايز اهميت است.در گمانه زني اين تپه، شش طبقه اتقرار يافته، به دست آمده است.در طبقه اول آثار دوره اسلامي، طبقه دوم آثار ساساني ودر طبقه سوم كه به اواسط واواخر هزاره سوم پيش از ميلاد تعلق دارد، سفال هاي ساده به رنگ هاي سياه، كرم وخاكستري به دست آمد. در طبقه چهارم سفال هاي نخودي رنگ ساده از هزاره دوم پيش از ميلاد ودر طبقه پنجم آثاري هم عصر با تپه گيان نهاوند از سفال نخودي با نقوش هندسي قهوه اي رنگ يافت شد. طبقه ششم كه قديمي ترين آثار تپه در آن به دست آمد، داراي سفال هاي چشمه علي ري، اسماعيل آباد، ساوجبلاغ و والاتپه بود. تاريخ اين سفال ها به هزاره چهارم و اواخر هزاره پنجم پيش از ميلاد، يعني حدود 7 هزار سال پيش می رسد.
تپه توبره ریزه: اين تپه در يك كيلومتري جنوب شهر كامياران واقع شده است ومعرف عصر مس در منطقه كردستان است. آثار اين تپه با آثار تپه حصار دامغان قابل مقايسه و فرهنگ سفال نخودي رنگ در اين منطقه گسترش يافته است. به طور كلي در تپه توبره ريزه پنج دوره استقرار، ازهزاره سوم پيش از ميلاد تا قرن هاي 7 و8.ه.ق تشخيص داده شده است. در طبقه پنجم، قديمي ترين سفال هاي مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد با رنگ نخودي و نقوش قهوه اي رنگ به دست آمد. يك لوحه گلي با نقش درخت نيز در اين طبقه يافت شد. در طبقه اول كه جديدترين آن ها است سفال هاي دوره اسلامي به ويژه قرن هفتم و هشتم ه. ق يافت شد.
غار و محوطه باستاني كله كان
منطقه آرندان وكله كان در شما ل غربي سنندج واقع شده است . اين منطقه درون دره اي بسته قرار گرفته و سرچشمه رود آرندان – از سرشاخه هاي رودخانه قشلاق – در آن جاري است. اين منطقه از ديرباز به عنوان يكي از كانون هاي استقرار انسان در دوران نوسنگي مطرح وهسته اوليه بناي يك دهكده نوسنگي در آن يافت شده است .
غار كله كان يكي از كهن ترين كانون هاي استقرار انسان دردوران جمع آوري و مصرف غذا است كه در آن آثاري هم زمان با ابزارهاي دوره نوسنگي غار كرفتو به دست آمده است
غار و محوطه باستاني كله كان
منطقه آرندان وكله كان در شما ل غربي سنندج واقع شده است . اين منطقه درون دره اي بسته قرار گرفته و سرچشمه رود آرندان – از سرشاخه هاي رودخانه قشلاق – در آن جاري است. اين منطقه از ديرباز به عنوان يكي از كانون هاي استقرار انسان در دوران نوسنگي مطرح وهسته اوليه بناي يك دهكده نوسنگي در آن يافت شده است .
غار كله كان يكي از كهن ترين كانون هاي استقرار انسان دردوران جمع آوري و مصرف غذا است كه در آن آثاري هم زمان با ابزارهاي دوره نوسنگي غار كرفتو به دست آمده است
نقش برجسته و سنگ نبشته اورامان |
|
در 45 كيلومتري شمال غربي كامياران ، در حدود 500 متري شمال غرب روستاي «تنگيور » در تنگه كوه هاي «زينانه » ، در بلند ترين نقطه صخره كوه ، بقاياي كتيبه و نقش برجسته اي به چشم مي خورد كه به خط ميخي آشوري است و در يك طاق نما به ارتفاع 120 و پهناي 170 و عمق 35 سانتي متر حجاري و نقش شده است . درون طاق نما و درغرب آن ، نقش برجسته انساني به طول نيم متروعرض 35 سانتي متر حك شده كه احتمالا تصوير « سارگن دوم » پادشاه آشوري است . نقش شاه به صورت نيم رخ ، با كلاهي استوانه اي و شبيه باشلاق ، پاي راست خود را در جلو و پاي چپ را عقب قرار داده است . دست راست شاه به طرف بالا بلند شده و دست چپ در مقابل شكم قرار دارد . در كنار اين نقش برجسته ، كتيبه اي به خط ميخي با حدود 50 سطر نوشته ، در كادري به ابعاد 120 × 120 سانتيمتر ديده مي شود . اين كتيبه به خط ميخي و به زبان آشوري باستان است كه پس از ستايش خدايان آشوري مانند خداي آشور ، مردوك ، نابو، سين ،شمش و ايشتار به شرح پيروزي هاي خود پرداخته است و در ادامه به نقاط مختلف شهرها ، روستاها و مناطقي كه در اين جنگ تصرف و ويران نموده ،اشاره دارد . تاريخ كتيبه احتمالا مربوط به ا واخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد است . |
|
|
در خوزستان هنوز اثری از فرهنگ برادوستی یافت نشده است (اسمیت ص 27) اما رایت حدود شش محل را در منطقه ایذه شناسایی کرده و احتمال داده است که مربوط به این فرهنگ باشد (همان ص 27ـ 28). در بخش جنوبی زاگرس احتمالا می توان آثار این فرهنگ را در اشکفت (غار) قادی برم شور در کنار دریاچة مهارلو (پیپرنو ص 9ـ13) و در ساحل دریاچة تشک واقع در نزدیکی شیراز یافت (کرنسلی ص 224).
در مجموع آثاری که از رهگذر آن بتوان جلوه های معنوی فرهنگ برادوستی را روشن ساخت تقریبا به دست نیامده در مقابل ابزارهای بسیاری از این فرهنگ کشف شده که بیانگر فراوانی عناصر مادی آن است . انواع تیغه های سنگی بویژه ابزارهای سنگی کوچک و گاه ادوات بزرگ از مشخصات این فرهنگ اند. این تیغه ها با ابعاد مختلف و از جنس سنگ آتش زنه اند که روی دولبة آنها آثار ترمیمی نسبتا ضخیم و مایل مشاهده می شود. علاوه بر این ابزارها از استخوان نیز بندرت وسایلی می ساختند. عموما ابزارهای به دست آمده از این فرهنگ نسبت به فرهنگهای معاصر خود تنوع کمتری دارند (اور کوپلند و ارانش ص 229ـ280) و بیشترین مجموعه های این فرهنگ از داخل غارها و پناهگاههای سنگی به دست آمده و تنها دو محل روباز که متعلق به این فرهنگ بوده اند شناسایی شده اند (شیل ص 45).
به سبب قدمت بسیار این فرهنگ ابزارهای یافت شدة آن عموما متجانس نیستند (برد ج 3 ص 105ـ117). بعلاوه در برخی محلهای باستانی که آثار فرهنگ زارزی کشف شده آثار دوران برادوستی نیز دیده شده است . بنابراین می توان احتمال داد که فرهنگ زارزی مدتی با دوران برادوستی همزمان بوده و بعدها جدا شده است اما تأثیر و نفوذ فرهنگ برادوستی در فرهنگ زارزی تا مدتها ادامه داشته است . بر این اساس به نظر مورتنسن نمی توان صورت روشنی از عناصر فرهنگ برادوستی را در یک مجموعة مشخص ارائه داد (اولزوسکی و دیبل ج 5 ص 165). از سوی دیگر در برخی از غارهای نامبرده خلأ زمانی بین آثار پارینه سنگی میانه (موستری ) و جدید مشاهده نمی شود بنابراین به نظر می رسد که نوع ابزارها و زندگی در این منطقه دستخوش تحولات تدریجی شده باشد.
| ||||
مسئول بخش پژوهشهاي پارينه سنگي موزه ملي نتايج مطالعه تنها سنگواره از انسان نئاندرتال در ايران که در بیستون كشف شده و اخيرا بطور مشترك بوسيله پژوهشگران دانشگاه واشنگتن و موزه ملي ايران انجام گرفته را اعلام کرد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه کرمانشاه، فريدون بيگلري با بیان مطلب فوق گفت: اين سنگواره بخشي از استخوان ساعد انسان نئاندرتال است كه در سال 1328 طي كاوشهاي باستان شناس آمريكايي كارلتن كوون در غار كوچك شکارچیان بيستون در كرمانشاه كشف شد.
وی گفت:اين غار كه يكي از غني ترين مكانهاي شناسايي شده حاوي بقاياي سكونت پارينه سنگي مياني در ايران است به فاصله كمي از كتيبه مشهور داريوش در بيستون واقع شده است. وی تصریح کرد: باستان شناس آمريكايي در كاوش اين غار هزاران ابزار ساخته شده از سنگ آتش زنه مربوط به صنعت اوليه موستري و بقاياي استخوان حيوانات شكار شده اي چون گوزن و اسب وحشي را كشف كرد.
بیگلری در ادامه با بیان اینکه علاوه بر استخوان ساعد، يك دندان پيشين را هم که منصوب به انسان نئاندرتال کرده اند نیز در آن کاوش کشف شده کردند گفت: اين دو نمونه استخوان و دندان همراه با ساير يافته هاي غار بيستون پس از كاوش به موزه دانشگاهي دانشگاه پنسيلوانيا در آمريكا منتقل شدند.
وی گفت: باستان شناس آمريكايي كوون چند سال پس از كاوش غار بيستون و چند غار ديگر در ايران گزارش اين پژوهشها را در يك مجلد منتشر کرد که در آن به اختصار به بقاياي انساني مذكور پرداخته شد.
مسئول بخش پژوهشهاي پارينه سنگي موزه ملي خاطر نشان کرد: پس از گذشت نزديك به نيم قرن از مطالعه اوليه كوون، در بازنگري اين بقايا مشخص شد كه دندان يافت شده مربوط به انسان نيست و در واقع متعلق به گاوسانان است. اما قطعه ساعد يافت شده به احتمال قوي مربوط به انسان نئاندرتال است و تنها بقاياي جسماني از اين انسان است كه تاكنون در ايران كشف شده است.
بيگلري یاد آورشد: نزديكترين مكاني كه بقاياي سنگواره انسان نئاندرتال در آن يافت شده غار شنيدار در كوهپايه هاي غربي زاگرس در كردستان عراق است كه طي كاوشهاي انجام گرفته در آن بقاياي استخوان بندي ده انسان نئاندرتال كشف شد.
وی ادامه داد:كشفيات غار شنيدار و بيستون نشان دهنده گسترش جوامع نئاندرتال در مناطق مختلف زاگرس است كه احتمالا پيش از يكصد هزار سال قبل وارد اين منطقه شده و تا حدود چهل هزار سال پيش به بقاي خود ادامه دادند. اما با ظهور انسان هوشمند جديد، نسل نئاندرتالها براي هميشه منقرض شد.
وی گفت: استان كرمانشاه يكي از مناطق بسيار مهم از لحاظ مطالعات پارينه سنگي در ايران و خاورميانه است و طي چند سال گذشته بيش از 10 مقاله پژوهشي كه حاصل مطالعات انجام شده درباره پارينه سنگي كرمانشاه بوده در نشريات بين المللي و همچنين نشريات تخصصي داخلي منتشر شده است.
مسئول بخش پژوهشهاي پارينه سنگي موزه ملي در خاتمه گفت:در صورت اختصاص بودجه هاي پژوهشي براي كاوشهاي دراز مدت پارينه سنگي در استان کرمانشاه و حمايت از پژوهشگران در اين عرصه مي توان انتظار داشت كه تا چند سال آينده كرمانشاه مبدل به قطب مطالعات پارينه سنگي كشور گردد |
| استان: کرمانشاه | |
| شهرستان: كرمانشاه | |
|
نتايج مطالعه تنها سنگواره كشف شده از انسان نئاندرتال در ايران، اخيرا بطور مشترك بوسيله پژوهشگران دانشگاه واشنگتن و موزه ملي ايران، اريك ترينكاوس و فريدون بيگلري منتشر شده است. عليرضا مرادي بيستوني ،مسئول پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري استان كرمانشاه با بيان اين مطلب گفت : اين سنگواره بخشي از استخوان زند زبرين (ساعد) انسان نئاندرتال است كه در سال 1328 طي كاوشهاي باستان شناس آمريكايي كارلتن كوون در غار كوچك شکارچیان بيستون در كرمانشاه كشف شد. وي با اشاره به اينكه اين غار كه يكي از غني ترين مكانهاي شناسايي شده حاوي بقاياي سكونت پارينه سنگي مياني در ايران است به فاصله كمي از كتيبه مشهور داريوش در بيستون واقع شده است اظهار داشت : كوون در كاوش اين غار هزاران ابزار ساخته شده از سنگ آتش زنه مربوط به صنعت اوليه موستري و بقاياي استخوان حيوانات شكار شده اي چون گوزن و اسب وحشي را كشف كرد. مرادي بيستوني تصريح كرد:اما پس از گذشت نزديك به نيم قرن از مطالعه اوليه كوون، در بازنگري اين بقايا كه نتايج آن بوسيله ترينكاوس و بيگلري منتشر شده روشن شد كه دندان يافت شده مربوط به انسان نيست و در واقع متعلق به گاوسانان است. اما قطعه ساعد يافت شده به احتمال قوي مربوط به انسان نئاندرتال است و تنها بقاياي جسماني از اين انسان است كه تاكنون در ايران كشف شده است. وي با تاكيد بر اينكه اين گزارش با تلاش آقاي بيگلري، مسئول بخش پژوهشهاي پارينه سنگي موزه ملي منتشر شده است گفت : نزديكترين مكاني كه بقاياي سنگواره انسان نئاندرتال در آن يافت شده غار شنيدار در كوهپايه هاي غربي زاگرس در كردستان عراق است كه طي كاوشهاي انجام گرفته در آن بقاياي استخوان بندي ده انسان نئاندرتال كشف شد. كشفيات غار شنيدار و بيستون نشان دهنده گسترش جوامع نئاندرتال در مناطق مختلف زاگرس است كه احتمالا پيش از يكصد هزار سال قبل وارد اين منطقه شده و تا حدود چهل هزار سال پيش به بقاي خود ادامه دادند. اما با ظهور انسان هوشمند جديد، نسل نئاندرتالها براي هميشه منقرض شد. لازم به ذكر است كه استان كرمانشاه يكي از مناطق بسيار مهم از لحاظ مطالعات پارينه سنگي در ايران و خاورميانه است و طي چند سال گذشته بيش از 10 مقاله پژوهشي كه حاصل مطالعات انجام شده درباره پارينه سنگي كرمانشاه بوده در نشريات بين المللي و همچنين نشريات تخصصي داخلي منتشر شده است. در صورت اختصاص بودجه هاي پژوهشي براي كاوشهاي دراز مدت پارينه سنگي در استان و حمايت از پژوهشگران ايراني در اين عرصه مي توان انتظار داشت كه تا چند سال آينده كرمانشاه مبدل به قطب مطالعات پارينه سنگي كشور گردد. | |



